دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۴
مشکلات دنیوی نشانه‌ای از حال نیکوی معنوی است

حوزه/ حجت‌الاسلام والمسلمین فربهی با اشاره به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) گفت: دشواری در کسب امور مادی می‌تواند نشانه «حال نیکوی معنوی» باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین احمد فربهی از اساتید حوزه در گفت ‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با استناد به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) به تبیین رابطه میان مشکلات دنیوی و حال معنوی انسان پرداخت و اظهار داشت: طبق حدیثی از نبی مکرم اسلام (ص) که می‌فرماید: «إذا أردت أمراً من أمور الدنیا فاشتد علیک فاعلم أنّک علی حال حسنة؛ هرگاه چیزی از امور دنیا را خواستی و بر تو سخت و دشوار گذشت، بدان که تو بر حال نیکویی هستی»، می ‌توان دریافت که دشواری‌ های مسیر تأمین امور مادی می ‌تواند نشانه ‌ای از «حال حسن» معنوی فرد باشد.

وی افزود: آسان گرفتن دنیا و فراهم آمدن بی ‌دغدغه خواسته‌ های مادی، گاه سبب می ‌شود قلب انسان به دنیا وابسته شده و از توجه به امور اخروی بازماند، بنابراین مشکلات و مشقت‌ها در راه کسب روزی حلال یا دستیابی به اهداف دنیوی، می‌ تواند لطفی الهی برای مصون ماندن از دلبستگی بیش از حد به دنیا و حفظ توازن معنوی باشد.

استاد حوزه با تأکید بر ضرورت تفکیک این مفهوم از «تنبلی»، هشدار داد: این سخن به معنای توجیه تنبلی و سستی در کارهای دنیا نیست، چرا که کسی که در امور مادی تنبل باشد، در امور اخروی نیز قطعاً تنبل‌تر خواهد بود. بلکه مقصود، فهم حکمت الهی در قرار دادن موانع گاه‌وبیگاه در مسیر خواسته‌های مادی است تا انسان از غفلت در امان بماند.

حجت‌الاسلام والمسلمین فربهی به بیان وجه مقابل این مسئله پرداخت و خاطرنشان کرد: اگر انجام واجبات و امور اخروی همواره با موانع سخت و پی‌درپی مواجه شود و در عوض، امور دنیوی به آسانی و بدون کم‌ترین زحمت فراهم آید، این وضعیت می‌تواند نشانه‌ای هشداردهنده از «حال ناخوشایند معنوی» باشد؛ چرا که گشایش بی‌قیدوشرط در امور دنیا و بسته بودن درهای معنویت، می‌تواند علامت دوری از رحمت الهی باشد.

بررسی فلسفی ماهیت جسم و نقد نظریه جزء لایتجزا

استاد حوزه به موضوعی فلسفی با عنوان «ماهیت جسم» پرداخت و با اشاره به هفت قول اصلی مطرح‌شده در تاریخ فلسفه اسلامی، مناقشات و نقدهای مرحوم علامه سید محمدحسین طباطبائی (ره) بر این آراء را تشریح کرد.

وی افزود: نخستین نقد علامه متوجه نظریه «جزء لایتجزا» (اتم‌های تجزیه‌ناپذیر) بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین فربهی با بیان سه برهان اصلی علامه در رد این نظریه، ابراز کرد: اولاً، اگر جزء لایتجزا دارای حجم باشد، حتی اگر قابل تقسیم فیزیکی نباشد، تقسیم‌پذیری عقلی و ذهنی دارد، زیرا هر چیزی که حجم داشته باشد، قابل تصور به اجزای کوچکتر است. ثانیاً، اگر این جزء فاقد حجم باشد، اجتماع بی‌نهایت جزء بدون حجم نیز هرگز نمی‌تواند جسمی با حجم و ابعاد پدید آورد. این دو دلیل، بنیان نظریه جزء لایتجزا را متزلزل می‌سازد.

وی اظهار کرد: دومین مناقشه کلی علامه طباطبائی، ناممکن بودن ترکیب یک جسم محدود و متناهی از تعداد نامحدود اجزای حجم‌دار است.

استاد حوزه خاطرنشان کرد: طبق این نقد، اگر جسم از بی‌نهایت جزء دارای حجم تشکیل شده باشد، هر جزء هرچند کوچک، حجمی دارد و اجتماع بی‌نهایت حجم، منجر به جسمی با حجم بی‌نهایت می‌شود که با مشاهدات ما از اجسام محدود در تضاد است. این استدلال نشان می‌دهد ترکیب جسم از اجزای نامتناهی حجم‌دار، مستلزم تناقض است.

وی ابراز کرد: سومین اشکال واردشده، ناکافی بودن حس برای اثبات اتصال خارجی اجسام و تجزیه‌ناپذیری مطلق آن‌ها عنوان شد.

این استاد حوزه با اشاره به دیدگاه فلسفه اسلامی بیان کرد: حس‌گرایی مطلق مورد تأیید فلاسفه اسلامی نیست. علاوه بر این، پیشرفت‌های علمی و تجربی نیز نشان داده که آنچه در گذشته جزء تجزیه‌ناپذیر تصور می‌شد (مانند اتم)، خود متشکل از ذرات کوچکتر است و این روند به لحاظ نظری می‌تواند ادامه داشته باشد. بنابراین، ادعای تجزیه‌ناپذیری مطلق بر اساس حس، قابل دفاع نیست.

پذیرش نظریه ماده و صورت با تفسیری نوین

حجت ‌الاسلام و المسلمین فربهی به قول پذیرفته ‌شده ‌تری در فلسفه اشاره کرد که به ارسطو منتسب است: نظریه ترکیب جسم از «ماده» (هیولی) و «صورت» و یادآور شد: علامه طباطبائی این نظریه را به عنوان پایه‌ای مقبول می‌پذیرد، اما در تفسیر آن تأکید می‌کند که آن‌چه در حس به عنوان اتصال و پیوستگی اجسام مشاهده می‌کنیم، لزوماً مطابق با واقعیت خارجی نیست. بلکه پیوستگی محسوس، ناشی از درک حسی ما است، در حالی که در واقع، هر جسم از واحدهای کوچک مجزا تشکیل شده است.

وی بیان کرد: نتیجه نهایی این بحث فلسفی آن است که کوچکترین جزء دارای حجم (که ممکن است در هر دوره‌ای با توجه به یافته‌های علمی، تعریف آن تغییر کند) به عنوان «واحد جسم» شناخته می‌شود و ترکیب اجسام از اجتماع چنین واحدهایی صورت می‌گیرد. این دیدگاه، هم با مبانی فلسفی سازگار است و هم با یافته‌های متغیر علوم تجربی تعارضی ندارد.

استاد حوزه ارتباط میان دو بخش این گفت‌وگو را در نگاه عمیق به ظواهر دنیا دانست، همان‌گونه که مشکلات ظاهری دنیا می‌تواند حاکی از عمق حال معنوی نیکو باشد، درک ظاهری پیوستگی اجسام نیز لزوماً بیانگر حقیقت عمیق فلسفی آن‌ها نیست و انسان باید با تعقل و تدبر، از ظاهر به باطن امور راه یابد.

انتهای پیام. /

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha